سيد علاء الدين محمد گلستانه
325
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
بعد از آن فرمود كه : بدانيد كه در علم الهى و فرمودهء او نيست كه كسى از خلايق ، در امر دين ، به خواهش و آنچه در نظرش خوب نمايد يا به نوعى از انواع قياس ، عمل نمايد . به تحقيق كه خداى - عزَّ و جلَّ - قرآن را فرستاده و همه چيز را در قرآن ، بيان كرده و جمعى را اهل قرآن كرده و ايشان را اهليّت علم قرآن يا ياد گرفتن قرآن داده . و آنها كه اهل قرآناند و خداى تعالى ، علم قرآن را به ايشان داده ، ايشان را نيست كه در قرآن يا در دين ، به خواهش خود يا براى خود يا به قياسها ، عمل كنند . و خداى تعالى ، ايشان را از اين معنى ، مستغنى ساخته به آنچه از علم خود به ايشان داده و ايشان را به آن علم ، مخصوص ساخته و آن علم را نزد ايشان گذاشته . و اين ، كرامتى است از جانب خداى - عزَّ و جلَّ - كه ايشان را به آن ، گرامى داشته و ايشاناند اهل ذكر كه خداى تعالى ، امّت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را امر فرموده به آن كه احكام را و آنچه ندانند ، از ايشان سؤال كنند . و ايشاناند آن جماعتى كه كسى كه از ايشان سؤال كند و در علم سابق الهى بوده باشد كه تصديقِ ايشان بكند و پيروىِ ايشان بكند ، او را به راه حق ، راهنمايى مىكنند و از علم قرآن به او آن قدر عطا مىكنند كه راه بندگى و قرب الهى را به اذن خداى تعالى بيابد و به همهء راههاى حق ، هدايت يابد « 1 » . و ايشاناند آن جماعتى كه از ايشان و از سؤال از ايشان و از علمى كه خداى تعالى ايشان را به آن گرامى داشته و آن علم را نزد ايشان گذاشته ، كسى رو نمىگردانَد ، مگر آنها كه علم سابق الهى به شقاوت ايشان ، در اصل آفرينش در عالم ارواح ، تعلّق گرفته . پس اين جماعتاند آنها كه از اهل ذكر [ ند ] و جمعى كه خداى تعالى ، علم قرآن را « 2 » به ايشان عطا فرموده « 3 » و نزد ايشان گذاشته و مردم را به سؤال از ايشان امر كرده ، سؤال نمىكنند و رو مىگردانند . و اين جماعت ، آنهايند كه به خواهش و رأى خود و به قياس « 4 » عمل كردهاند تا آن كه شيطان ، در ايشان تصرّف كرده و اضلال نموده ؛ زيرا كه ايشان ، جماعتى را كه اهل ايماناند ، در علم قرآن ، كافر مىدانند و جماعتى را كه اهل ضلالت و گمراهى هستند ، در علم قرآن ، مؤمن مىشمارند ، و تا آن كه آنچه خداى تعالى حلال كرده ، در بسيارى از امور ، حرام كردند و آنچه خداى تعالى حرام كرده ، در
--> ( 1 ) . ب : « نمايد » . ( 2 ) . الف : - « را » . ( 3 ) . ب : « فرمود » . ( 4 ) . الف : « مقائيس » .